ماریام با ستارگان زیادی اطراف خود میآید. او میگوید: "همه ستمت برای عیسی باشد." من پاسخ میدهم, "اکنون و همیشه." او از من میخواهد که ابتدا همراهش برای کلیسای باقیمانده دعا کنم، سپس برای همه روحهای سردی که او میگوید: "فهرست مسیرشان را نمی喻ند که به هلاکت کشیده شده است." آنگاه او از من میخواهد با خودش برای تمام کاردینالها، اسقفها و روحانیون دعا کنم، خاصه کسانی که "تاریخچهای هر روز علیه ایمان و اخلاق اتخاذ میکنند." سپس او میگوید: "دخترم، کلیسای باقیمانده ساختار خود را در قفس آرک قلب بیعیب من خواهد گرفت. همین حالا، انحراف از دین در دلهایی شکل گرفته است که سنت کلیسا را مطابق ارادهٔ خویش تغییر دادهاند. این روحها ارادهٔ خودشان را بالاتر از ارادت خدا قرار میدهند که سرانجام محکومیتشان خواهد بود. حتی وقتی به تو سخن گفتم ساعت زده و بازوی عدالت خدا بر زمین فرود آمده است. این عدالتی تمام ابهامات را پاک کرده و در آمدنش کامل خواهد شد."
"اما اگر با هر نفست پیروی از قدسیت را دنبال کنی، هیچ چیز برای ترسیدن ندارید. قدسیت تبرئهٔ پیشنهادی به جهان محاصره شده است. بنابراین دخترم کوچکم، لازم است که همه تفرقهها را از برنامه روزانهٔ خود بردارند، چنانچه ممکن باشد. به صوت روحالقدس گوش فرا ده و هر کاری در عشق مقدس برای قدسیت انجام بده. آنگاه خدا با رحمتش آنچه نیاز دارد از تو میگیرد و آنچه دید که تو نیازمندی داری از خودش اضافه خواهد کرد. من همیشه پناهگاهی برایت در آسمان و زمین هستم. از عشق آمدهام تا به تو بیاورم، پس به خوشی و صلح."