مادونا با لباس سفید و ستارگان طلایی فراوان بر روی پردهاش ظاهر میشود. هنگامی که او سخن میگوید، من از قلب خود فهمیدم که هر ملت جهان توسط یکی از این ستارهها نمایندگی شدهاست. او به اقراری خم میکند و به سوی من برگشته، گفت: "همه ستمت را برای عیسی، حقیقتاً حاضر در مقدسترین قربانی مذبح." من گفتم, "اکنون و همیشه." "کودکی کوچکم، لطفا نیاز مادر خود را که بسیار عاجل است، به خاطر بسپار. این نجات هر روح است. دعا میکنم تا وقتی لحظه حقیقت جهانی بزرگ فرا رسید، روحوها قلبهایشان را برای این نعمت باز کنند. این درخواست تو باشد." او من را برکت داد و رفت.