مادران ما اینجا با لباس بنفش است. او میخواهد که همراه وی دعا کنیم تا بتوانیم پیامهای مقدس عشق را زندگی بکنیم. دوعام کردیم. او میخواهد که اکنون یک پدرمانو و جلال به آنها که خواهند آمد اما نخواهم باور کنند، بیایم. همانطور که خواسته شد، دوعا کردیم. سپس مریم گفت: "متشکرم. فرزندان عزیز من، امشب میآیم تا شما را دعوت کنم تا زندگی دعا خودتان را تقویت کنید، تا بهترین پیامرسانیهای مقدس عشق برای آنها باشید که خواهند آمد به زیارتگاه من، زیرا آنها مشکلات زیادی و سختیهایی دارند. اگر قوی نباشید، نمیتوانید دیگران را به دل من هدایت کنید. بیا، دعا کن، دعا کن." ما را برکت داد و رفت.