ماریم با عنوان مریم معصومه حاضر است. بازوهای او کشیده شده و دستهایش باز هستند. پرتوهای نوری از دستهایش بیرون میآید که به زمین برخورد میکنند. سپس پرتوهای نور تبدیل به آب شد. آنگاه مریم گفت: "پسران عزیز، امروز به شما اطلاع میدهم که، آبهایی که این ملک را احاطه کردهاند با خود بسیاری از نعمتها برای - درمان بیماران و آشتی دادن روحهای انسان به خداوند آوردهاست. همچنین به شما اطلاع میدهم، کفشکی که سر مار را خرد خواهد کرد عشق مقدس است. آنرا شناخته کنید." سپس پای چپ مریم بیرون از لباس او کشیده شد. کفشک وی بر سر مار گذاشته شد.