خداونده با لباس سفید و نوری براق اطراف خود میآید. او یک اسکاپولار سفید را روی بازوهای خودش نگهداری میکند. وی گوید: "فرزندم، من برای ستایش عیسی آمدهام. دخترم، کسانی که این نشانهٔ همبستگی مرا قبول و پوشند، به جهان شاهدی از وظیفهٔ خاص عشقشان خواهند بود. آنها را در قلبِ مرا قرار میدهم - دروازهای به سوی اورشلیم نوین. این اسکاپولار نشان پیشتاریخگذارانی است که آنرا انتخاب کردهاند. یک زره ویژه علیه شر و دسترسی به لطف من خواهد بود." وی نزدیکتر آمده و آن را برایم بیرون میآورد تا بتوانم ببینم چه چیزی رویش نوشته شدهاست.
وی گوید: "اینگونه برآن حک شود." یکی از وجوهِ آن، قلب بیداغ مریم است که اطرافش این جملهها نگاشته شدهاند: "قلب مرا به عنوان دروازهای به سوی اورشلیم نوین آشکار سازید." وجه دیگر یا طرف دیگر، قلب مقدس عیسی است. اطرافش نوشته شدهاست: "قلب مقدس عیسی، پادشاهیت تو بیاید." آن که با قلب مریم است، آبی روی زمینه سفید است. آنکه از خداوند است، قرمز با زمینهای سفید است. آنها بر یک طنابِ سفید هستند. خداونده ادامه میدهد: "اینگونه باید پوشیده شود." وی آن را بالای سرش گذاشته و طرفی که قلب بیداغ مریم رویش است، جلو قرار دادهاست. "یک نشانهٔ ویژه در این روزهای آخر از دعوتِ نهایی من به بشریت است. آنرا آشکار سازید."