مریم با لباس آبی میآید. او میگوید: "تسبیح بر یسوع باشد. فرزندان عزیزم، من به خاطر نیاز خودم نیامدهام بلکه برای شما آمدهام. بپذیرید که فقط از اراده پدر احتیاج دارم. من به شما میآیم تا نیازهای شماست را به آن کسی که مرا فرستاد معرفی کنم."
"من وکیل شماست و علت شادی شما هستم. در پناهگاه دلام نگهداریده شدهاید که هیچ شر واردش نمی喚. به من بیایید و اجازه دهید بارهای خود را بگیرم تا آنها را به خدا معرفی کنم."
"به اندازه نیاز شما، برکتام قویتر است." او میرود.