مادران ما با عنوان پناهگاه عشق مقدس میآید. او گوید: من برای ستایش عیسی آمدهام. به محض اینکه زمان من با عموم مردم در این مکان کوتاهتر میشود، آرزو دارم که بدانند حضور من همیشه و بدون وقفه در اینجا است. بسیاری از نعمتهای عمیق هنوز باید بیایند."
"اگر عنوان من بهعنوان محافظ دین در اینجا شناخته شده بود، اثر بزرگی داشتهبود، نه تنها در اینجا بلکه در کل کشور. حالا میبینید که ذخیرهای از ایمان در همه سطوح چالش زدهاست. کسانیکه سعی دارند سنتهای واقعی کلیسا را دنبال کنند، مورد تمسخر قرار گرفتهاند. گمراهی و تعهد بر بسیاری از وجدانها در امور خطای سنگینی حاکم است."
"آرزو بزرگترین من این است که شما را علیه حملات شیطان به ایمان محافظت کنم."
"بهعنوان مادر و پناهگاه شما، نمی�دیدهام تا آرامش بیاورم. همچنین با هیچ پیشدستوریای که همه چیز خوب است، نیامدم. من بهخاطر عشق آمدهام تا شما را دوباره به فرمانها دعوت کنم، که تغییر نکردهاند. میآیم تا کمک کنم بفهمید اگر کاتولیک هستید باید قانون کلیسا را بدانید و از آن پیروی کنید. همه اینها تحت عنوان عشق مقدس هستند. اگر خداوند را بالاتر از همه چیز دوست دارید و همسایهتان را مانند خودت، خواهش میکنید که در تمام راهها بهخاطر خدای خوشحال شوید."
"دین شما را با پیروی کردن به آنچه در جهان محبوب است یا سعی برای لذت دادن همهچیز، فاحشه نکنید. برپا باشید برای حقیقت که خود عیسیست. او شما را آفرید تا او را بشناسید و دوست داشتهباشید. تلاش نکندید هرکس را در دنیا اطرافتان خوشحال کنید. شیطان میخواهد از این راه صلح، مسیر محبوبیت باشد. اما این راه به گمراهی است."
"چون شما با خون بره پاک شدهاید، برای آنچه درست است بیتوجهانه ایستاده باشید. موقعیت من در کلیسا را ترک نکنید. نمیتوانم شما را محافظت کنم اگر به من نیامدید. از انتقاد نخواهید ترسید. این یک غرورست. نقد دو چیز معنی دارد: کمبود فهم؛ و عدم میل برای باور."
"آمدن من به شما چالشی است تا نجات را انتخاب کنید. دستکش جنگی را بردارید و به من بیایید."