در یکم ژوئیه ۲۰۰۰ ، جشن قلب پاک مریم، من مریم مقدس را بسیار زیبا دیدم که قلب پاک خود را برای من نشان میداد. در این ظهور، من تخت سلطنتی زیبایی و مریم را دیدم که به آن نزدیک شد و نشست. در این روز احساس خوبی نداشتم، زیرا سرد شدید داشتم و کمی تب دار بودم. در طول ظاهر شدن، مریم به من گفت:
این زمان است که خداوند میخواهد از طریق قلب پاک من نعمت عشق و رحمت خود را برای بشریت گناهکار بخشید.
چندین گناه و توهینی علیه او وجود دارد، به دلیل مردان ناسپاس، که عدالتش بسیار بزرگ است، و اگر دعاها و تعویضها انجام نشد انسانیت سنگین مجازات خواهد شد، زیرا نمی�دیدهاست چگونه خداوند را احترام بگذارد و قانون عشق خود.
این است، پسرم، دلیل اینکه مردان باید به قلب مادری من نزدیک شوند، این قلب که در آخر زمانها بسیار غمید شدهاست، به خاطر شورش بسیاری از فرزندان من علیه خداوند.
خودت را برای گناههای زیادی که مرتکب شدهاند قربانی کنید و از او رحمت خود را برای همه کسانی بخواهید که در این آخر زمانها مانند حیوانات واقعی بدون عقل زندگی میکنند، به درون گناهان ترسناکی انداخته شدهاند. آیا قبول داری کمی برای گناهکاران رنج بکشی، پسرم؟
به او پاسخ دادم: بله مادر. چه چیزی را ملکه از من میخواهد؟
به یاد آور که فرزندم عیسی به تو گفت: باید خودت را با فضیلتهای رنجش متحد کنی؟
بله - پاسخ دادم.
امروز میخواهد کمی از آن را با تو تقسیم کند. نزدیکتر به من بیای و دستهایت را بلند کن.
آنچه که مریم مقدس خواست، انجام دادم و او با دست چپ خود دست راست من را گرفت، و با انگشت دست راستش علامت صلیب بر کف دست من کشید. همان کاری هم برای دست چپم کرد. به من نگاه کرد، با چشمهای آبی زیبایش که بسیار نزدیک بودم میتوانستم ببینم، و با یک لبخند نرم گفت:
من تو را آماده کنم برای پسرم عیسی، برای آنچه بعداً به تو خواهد داد و شخصی در تو انجام خواهد داد. همیشه از نعمت الهی اطاعت کنید، زیرا خداوند بر کسانی که وفادارند بسیار خوشحال است و عشقش هیچ مرز ندارد.
خدا برنامههای بزرگی برای انجام دادن در تو دارد فرزندم. مقدس باش و هر لحظه و روز خود را تقدیس کن. زندگیت یک نمونه از قدسیتی برای همه جوانان باشد.
چنینکه به تو گفتم، من آرزو دارم تا تو را در دست راست پسرم عیسی قرار دهم؛ بنابراین تو را آماده میکنم و کمک میکنم که هر روز کاملتری باشی چنانچه پسرم میخواهد. آیا آرزوی داشتن همهچیز از عیسی داری و با او برای همیشه متحد بودنی؟
به تو گفتم با شادی بسیار: بله!
هدفهای خودت را در مورد تبدیل شدن و تعهدی که به خدا دادهای تجدید کن. خدا میخواهد تو مقدس باشی!...بین: این علامتی از عشق خداست برای تو و نعمتی بزرگ است که او امروز، روز جشن قلب بیعیب من، به تو عطا کردهاست...
مادرماریام یک حلقه طلایی را نشان داد که آن را با انگشتانش نگهدارده بود. سپس آن را بر انگشتی من گذاشت. این قبلاً هم برای من رخ دادهبود، اما آنوقت با عیسی بوده و در ظاهر شدنی که در مانائوس، خانهٔ دوستانم اتفاق افتادهبود.
عیسی یک حلقه طلایی بر انگشتی دست چپ من گذاشته بود، ولی این بار مادرماریام آن را بر انگشت راست من قرار داد. نمی�دم معنی تغییر از یکی به دیگری یا دلیل وجود دو حلقه.
کمی بعد مریم ظاهر شد و تاج خار عیسی را در دست داشت و پس از گذاشتن آن روی سرم گفت:
تاج خار پسرم عیسی را بگیر و او را اندکی آرام کن، با تحمل کردنش بهصورت صبرآمیز و پر از عشق برای تبدیل شدن جهان و خاصه برای تبدیل شدن و نجات جوانان.
پسرم را که میخواهی دنبال کنی و خودت را امروز به او سپردهای آرام کن. ادامه بده تا عبادت قلب قدیس یوسف گسترش پیدا کند و منتظر باش، زیرا او خواهد آمد تا چیزهای زیادی بگوید. همیشه او را دوست داشتهباش و با او متحد باش، چون او تو را با قلب عیسی و قلب مادرم متحد میکند، چرا که ما سهتایی در عشق همیشگی هستیم. اکنون پسرم، برکت خدا برای تو است، چنانکه بر کل جهان: به نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!
پس از پایان ظاهر شدن شروع کردم بدنم را احساس کنم و وضعیت سلامتیام خرابتر شد. فهمیدم که این قربانی است که برای تبدیل شدن جهان به خدا دادهبودم. در ۲ ژوئیه سال ۲۰۰۰ بسیار بدتر بودم و حتی توانایی راه رفتن درست نداردم.
به کلیسا رفتهایم تا میس را بگذرانیم، اما تنها خدا و مریم از تلاش من برای ایستادن در کلیسا آگاه بودند. وقتی که از کلیسا برگشتیم، یکچند دقیقه استراحت کردم و مادر مقدس با مسیح پروردگار دیدار کرده بودم. او پوشیده به سفید با روبه آبی بود و او پوشیده به سفید با روبه قرمز بود. هر دو در حال نگریستن به من بودند و میخنداندهاند. فکر میکنم که از قربانیام راضی بودهاند. این ظاهر شدن سریع بود، اما باعث شادی بسیار و آرامش روحی برای من شد.
چون دوستانم دیدند وضعیت من بدتر و بدتر شدهاست و تب افزایش یافتهبود، فوراً به برسیا برگشتیم. تنها بعد از رسیدن آنجا احساس خوبی کردم. خدا اجازه داد همه چیز را تا حد تواناییام تحمل کنم.