پسران عزیزم، مریم پاکدخت، مادری همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیده و مادر رحمانه تمام فرزندان زمین، نگاه کنید پسران، امروز او برای شما آمده تا به شما عشق بگذارد و برکت دهد.
امروز میآیم تا به قدرتمندان، آنهایی که خود را قدرتمند میدانند، گویم: «کافی است از تنشها! چه جایی هستند، توقف کنید! روسیه، متوقف شو و تبدیل به دل پاکدخت من شود!»
پسران عزیزم، همه ملتها فریاد میزنند: «نخیر به جنگ!». متحد باشید و ایدهآلگرا نباشید.
هنگام رفتن به کابینهای رأیدهی، آنهایی را علامت بگذارید که برای رفاه شما کار میکنند. سفید، قرمز یا سبز نباشید، زیرا قدرتمندان تنها در مورد خودشان فکر میکنند.
شما یک سلاح در دست دارید: قلمی که از بمبها قویتر است، همراه با دعا.
فریب ندهند، آنها به همه شما تجاوز و خشونت روانشناختی میکنند، بگوئید نه به تمام اینها، اما بیشتر از همه خودتان را متحد نشان دهید.
پدر گوید که اگر متحد باشید، زندگی دنیای شماست دیگر در دست این مزدوران نخواهد بود، بلکه شما خواهید کنترل کرد.
بیا پسران عزیزم، با کمک خدا پیش بروید، هوشمندانه عمل کنید، فرزندان خدایید و هیچکدام از فرزندان خدا نمی�بر میتواند به دیگری بگوید چه باید یا نباید کند.
بیا، من همراه شما هستم!
ستمغفرانه برای پدر، پسر و روحالقدس.
بچهها، مادر مریم همه شما را دیده است و از عمق قلبش همه شما را دوست داشته است.
برکت میدهم بر تو.
دعا کن، دعا کن، دعا کن!
مادونا با لباس سفید و یک پرده آبی پوشیده بود، تاجی از دوازده ستاره بر سرش داشت و زیر پایانش گروهی از کودکان در حال راه رفتن بودند.