جنگجوی دعا

پیام‌هایی از منابع مختلف

۲۰۲۶ مارس ۲۷, جمعه

عیسی داستان یک مرد کور را می‌گوید

پیام از پروردگار ما عیسی مسیح و مریم مقدس به میریم کورسینی در کاربونیا، ساردینیا، ایتالیا در ۲۱ اوت ۲۰۰۶

عیسی تو را دوست دارد، اوی زن، و همه چیز درونت رو روشن خواهد کرد. عیسی بهتو می‌گه، اوی زن: «بله»‌ات برای من بزرگ است و برای تمام مردمم که در دست شیطان غمیده‌اند؛ او هر روحی رو نابود میکنه تا خودش بگیرد.

چون در انجیل، در آپوکالیپس یوحنا هم بهتو می‌گم: آسمان من بر روی زمین تمام خواهد شد و با شر جنگ نهایی را خواهند کرد. شیطان رو نابود میکنم و او دیگر نمی�باید تا مردمم رو نابود کنه. آنها رو پادشاهی کشیش‌ها خواهم ساخت و در من برای همیشه نگهدار می‌کنم.

بر روی زمین که با خون بره پوشیده شده، خورشید دوباره تابانده خواهد شد؛ این خورشید دیگر غروب نخواهد کرد؛ نور ابدی است، اوی مردمم. تو را در قلب سوزانی از عشق بی‌پایان تازه می‌کنم.

در من آرامش و تسلی پیدا میکنی و همه چیز که بر زمین بهتو انکار شد رو بهتو خواهم داد؛ با خوشی‌ام بی‌نهایت شریک خواهی بود و برای همیشه خوشحال خواهید بود. اکنون بیا بهمن; در کلیسای من تو را منتظرم تا بات متحد شویم چون نان اقدسی که همه عشق و قوت جنگ رو بهتو خواهم داد؛ من سپرتی علیه شیطان هستم، و پناهگاهی در من پیدا میکنی.

بچه‌های عیسی‌اتون، توها که اینقدر در زندگی دنیایی رنج می‌کشید، بهتون اطمینان دیم: بعد از بازگشتمن هیچ چیز آزاردهنده نخواهد بود؛ همه خوشی‌ها و لذت‌های آسمانی رو باتو خواهم کرد. دلهایتون را اکنون برای من باز کنید و بیا عشق کنید تا عشق در توها ساکن شود.

خداوند به زمین برمی‌گردد، اوی بچه‌ها، و می‌خواد شما رو نجات بده؛ دروازه‌های دلهایتون را باز کنید و من داخلش بیام. مثل پروانه‌ها، توها در میان خودتون خواهید بود وقتی برگشتم; در هوا پاک و شفاف پرنده‌ای خواهی شد و عشق درون عشق خواهی بود.

عیسی الان داستان یک مرد کور را برای شما می‌گوید که زندگی‌اش را در تاریکی گذرانده است. روزی مرد کور به چشمه رفت تا خود را تازه کند، آنجا با کسی روبرو شد که پر از نور و عشق بود. مرد کور که نمی‌توانست آن نور را ببینید، خواستار آب شدن کرد، و شخص پیش روی او گفت: «با چه آبی می‌خواهی تشنگی‌ات را شفا دهی؟ آیا آب چشمه یا آب قناتی را ترجیح می‌دهی؟» مرد کور به این کلمات گوش داد که وارد دل‌اش شدند، عشق ناشناخته‌ای برای وی آوردند، و به شخص سخن‌گو گفت: «آیا تو، اے پروردگارم، تشنگی‌ام را با عشقت شفا دهی؟ من کور هستم، اما خوب می‌شنوم و احساس عشکت دارم، و احساس می‌کنم که در تو می‌توانم آن آب را بکشیم که تشنگی‌ات را شفا دهد و نه تنها بدنم بلکه دل‌م هم تازه کند. احساس می‌کنم عشقت درون من لرزید؛ تو خدا هستی، اے انسان، و خالق مام. آیا تو، اے پروردگارم، این مرد کور را درمان کرده‌ای تا بتواند عشق را ببیند؟»

و عیسی انگشت شست خود را بر چشم‌هایش گذاشت و دیدار کرد که دیده بود، در پای او افتاد و از پروردگارش خواست دوباره کور شود تا نور آن لحظه برای همیشه در چشم‌هایش باقی بماند. این پیام من است: امروز می‌خواهم شما را با عشق پر کنم، تا عشق درون شمای به‌جا ماند، در نور عظمت او که خدا همراه شماست.

به جستجوی زیبایی‌هایی نروید که پایدار نخواهند بود، بلکه به سوی نور عشق بگرید که برای همیشه باقی خواهد ماند و شما را در خوشی عشق ابدی همراه خواهد کرد. شما خلق شده‌اید تا من باشید، عشق باشید، و عشق شمای بازگرداند تا دوباره عشق درون عشق باشید.

عیسی در عشق بی‌پایان.

منبع: ➥ ColleDelBuonPastore.eu

متن این وب‌سایت به طور خودکار ترجمه شده است. از هرگونه خطا پوزش می‌طلبیم و لطفاً به ترجمه انگلیسی مراجعه کنید