امروز برای نهمشه ربیعالاول در مسیحیت شرکت کردم.
ما در حیاط کلیسا گرد هم آمدیم، جایی که اسقف هر دو کف و مجمع را مبارک اعلام کرد. بعد از آن همه ما با یکدیگر به داخل کلیسای خود راهپیمایی کردند.
هنگام ورودم به کلیسا، پروردگار مسیح یسوع گفت: «آیا میخواهی برای لحظاتی کوتاه بروم تا من را در اتاق بالا آرام بگذارید؟ امروز متفاوت از دیگر بارها خواهد بود، اما شما میتوانید کمی بیایید و من را آرام کنید. زانو زده باشید چقدر که توانایی دارید.»
در اتاق بالای پروردگار مسیح در مورد وضعیت جهان نالهزده بود. گفت: «اکنون مهمترین چیز این است که بر رنجهایم تفکر کنید.»
«از دنیا نخواهید اندیشید، زیرا شر کنترل دنیای خود را دارد»، سپس با یک لبخند روی چهرهاش، گفت: «اما برای مدت طولانی نیست.»
«من باید جهان را تغییر دهم و آن را برعکس کنم و از همه شرها پاک شود. اینها را به دل نگیرید زیرا نمی�برید شما را لمس میکنند، نمی�برید شما را آسیب میرسانند، و من همیشه با شماست.»
«به رنجهایم فکر کنید، بپنجیرید چه کاری به من کردند. در حالیکه همه چیزها را در یک دقیقه کنار گذاشتم، اما اجازه دادم که اتفاق بیفتد زیرا باید اراده پدر خود را انجام میداد و شما را نجات دهیدم. اگر از رنجهایم گذشته نبودیم، هیچکس از شماست نجات نمیتوانستید یافت و این بسیار غمانگیز بود. بدین ترتیب، همیشه به یاد داشته باشید که من تنها هستم و کسی نیست، و شر را نخواهید ترسید.»
«شر قوی است، اما شما را آسیب نمی�برند. آنها سعی میکنند با کنترل بیشتر و دروغهای بیشتری ترس به مردم بیاندازند. همه آنها دروغگو هستند — دولت بزرگترین دروغگو است. تنها برای منافع خودشان مراقبت میکنند، و بسیاری از نمایندگان دولتی پیرو شیطاناند. بترسیدنید — برای آنان دعا کنید.»
«هنگامی که گفته شود جنگ پایان خواهد یافت و صلح خواهند آمد، گوش ندهید. صلح تا زمانی که از من باشد نمی喑. به مردم بگوید صبر کنند و برای سلامتی من دعا کنند تا بر زمین حاکم گردد، نه توسط دولت یا رهبران جهان.»
«فاجعههای بسیاری هنوز ادامه خواهد داشت. به مردم بگویید توبه کرده و دعا کنید، اما این هفته میخواهم از شما بخواهم به آنها بگوید بر رنج من در هنگام ورودشان به هفته مقدسترین فکر کنند. روی رنج من اندیشیده سپس بر رسوخ من.»
«به مادرم هم گوش دهید، زیرا او را هدایت و مشاوره خواهد کرد.»
پروردگارمان همیشه مرا هنگام تقسیم قدوس مقدس رد میکند. گفت: «هنگامی که برای دریافت من بروی، یک عمل توبه کنید، از همه گناهان شما به خاطر آن ندامت کنید زیرا همه شما گناهکار هستید، اما سپس همواره مادرم را بپرسید:
مادری مقدس من,
در حالی که برای دریافت پسرت، عیسی، از میز مقدس به سوی شما حرکت میکنم، لطفا مرا پاک و تمیز کنید، قلب من را پاک کنید تا بتوانم او را با ارزش پذیرفتم.
مدر مقدس ما سپس برای ما میانجی خواهد شد و در پاکسازی ما کمک میکند.»
من همانطور که خداوند عیسی از من خواسته بود، عمل کردهام. وقتی پس از دریافت قدس قدسین به جای خود برگشتم و زانو زدهم، خداوند گفت: «دوباره میخواهم از تو بپرسم تا بدانید بدن مرا که شما را دریافت میکنید، دوباره به من بازگردانی کنید، زیرا دنیا مرا بسیار آزاردهنده است. بنابراین با کلیساها و همه این مردم نیز چنین است: آنها بدون اعتراف مرا دریافت میکنند. در هر قدس قدسین، گناهکاریهای بسیاری بر روی من وارد میشود.»
«پس اگر شما به من قدس قدسین را بازگردانی کنید، پس هنوز هم نسبت به مردم رحمتمند خواهم بود.»
خداوند عیسی غمگین بود، اما در همان زمان مطمئن بود که دنیا زودتر تغییر خواهد کرد.
او گفت: «امیدت را از دست ندهید، ولی برای حالا باید صبر کنید و خودتان را مجبور نکند و بگویید: میخواهم به اینجا بروم، میخواهم به آنجا بروم. اکنون زمان سفر نیست. این زمانی خطرناک است. اما روزی خواهد آمد که همه چیز دوباره بالا گرفته شود.»
روزی خواهد آمد که دنیا تغییر کند و مردم خدا را بشناسند. باید صبر کنیم، دعا بکشیم و توبه کنیم.
ممنون خدای عیسی برای همه رنجهای تو به خاطر نجات ما. بر ما رحمت کنید.