ماریام معصومه با لباس خاکستری و صورتی پوشیده بود و یک تسبیح طلایی را همراه خود داشت. او گفت: "همهٔ ستایش به عیسی باشد," و من پاسخ داد، "اکنون و همیشه." ماریام معصومه پیام خصوصیای داد، سپس از من خواست تا با او برای کسانی که این شب آمدند و برای کسانی که فراخوانش را دریافت کردند اما به آن جواب ندادند دعا کنم. بعداً گفت: "عزیزان، امشب خاصا آمدهام تا امید پناهگاه دل معصوم من را به شما پیشنهاد کنم که کاشف این عصر در برابر موج بالا آمدن انحراف است که از روی زمین میگذرد. کسانی که برای این پناهگاه جستجو کنند گمراه نخواهند شد و در میان گمراهی آرام خواهند بود." سپس ماریام معصومه ما را برکت داد و رفت.