مادوناه با پوشاک خاکستری آمد و لبههای پردهاش رنگ قرمز بود. او گفت: «همه ستایش به عیسی باشد.» من پاسخ دادم, «حالا و همیشه.» پس از یک پیام خصوصی، مادوناه گفت: «اکنون برای آرامش همه دلها دعا کنیم.» ما دعای کردیم. سپس او گفت, «عزیزان کوچک من، این روزها شما را به ویژه دعوت میکنم که قلبهایتان بر پاکی مرکوز باشد. چرا که در قلب تمام گناه ریشه دارد. بنابراین، عزیزان کوچولو من، برای دلهایی پاک و آرام دعا کنید.» سپس مادوناه ما را مبارک گفت و رفت.