ماریام با یک پارچه سفید پوشیده بود که من پیشتر آن را دیدهام. او گفت: «همه ستایش، افتخار و شکوه به عیسی باشد، اکنون و همیشه.» و من پاسخ دادم, «اکنون و همیشه.» او گفت: «من امشب برای دعا کردن به ویژه برای روحهای در تاریکی آمدهام که عمدتاً راه نور را رد میکنند که من آنها را با اراده خود فراخواندهام.» سپس مریم مقدس گفت: «لطفا همراهم بپرید.» ما دعای کردیم. آنگاه او گفت, «متشکرم. من به ویژه برای دعا کردن آمدهام تا روحها صلیبهای زندگی خود را با نعمتهایی که برای دیگران هستند، بشناسند، زیرا هر صلیبی همراه با نعمتی است که قبولش و تقدیمیاش برای گناهکاران باشد.» او ما را مبارک گفت و رفت.