مادران ما با ابری روشن آبی و خاکستری میآید. او میگوید: "صباح بخیر، فرشتهام. امروز صبح تو به من آمدهای و من هم به تو آمدم."
"من آرزو دارم، دخترم، که کاملاً بفهمی که حضورهای من در نزدت همهگیر است. من برای گروهی کوچک یا منتخب خاص نمیآیم. من میآمد تا جهان را با عشق مقدس تبدیل کنم. هیچکس، بدون توجه به اعتقاداتش، نجات خود را خارج از عشق مقدس نخواهد دید. عشق مقدس دو فرمان بزرگ را در یک ترکیب کردهاست. بنابراین تو قادر هستی که اولویت دعوت من را ببینی."
"هنگامی که دلها با عشق مقدس آغشته میشوند، شر هرگز در قلب و جهان آشکار خواهد شد."