مادرت ما با لباس سیاه (مانند تصویرهایی که به عنوان هدیه دریافت کردیم) میآید. او میگوید: "من مادر خدا هستم. تسبیح بر یسوع."
"فرشتهام، من آمدهام تا تو را در فهم عمیق مأموریت خود کمک کنم. اگرچه کشورت از نظر فیزیکی رونق یافته و به رهبری بینالمللی رسیدهاست، اما روحاً نتوانسته است آموزههای صحیح عشق مقدس را پذیرفته باشد. روان کشورت تبدیل به غذا آسان برای دروغها و تعهدات شیطان شدهاست. بنابراین... شما سقط جنین دارید." او با اندوه چشمش پایین میآورد.
"به نظر میرسد که بیشتر مردم فقط به منافع خود توجه دارند و برای همسایهشان هیچ مراقبت یا عشق ندارند. بنابراین... بیگناهی بسیاری از افراد برای سود شخصی آزاردهنده شدهاست."
"خدا را از مدارس بیرون آوردهاند تا بر روی وجدانها فشار وارد نکرده باشد. بنابراین... در میان عموم مردم ناقصیت وجود دارد."
"مردمان فناوری مدرن را به عنوان کار خود میدانند و نه هدیهای از خدا. بنابراین... برخی تکنولوژیها تبدیل به ابزار شیطان شدهاند."
"تمام این چیزها این ملت و دیگران را از درون تخریب کردهاست. بیشتر مردم آنرا نمی�یدهاند. همین است که من فرستادهام - تا دلها را به روحانیت بیدغدغه اطراف شما بیدار کنم. میآیم تا تو را در پناهگاه قلب پاک خودم کشاند، که راه نجات شماست. میآیم تا تو را از این 'راه' که عشق مقدس است، به قلب پسرم هدایت کنم."
"مردمان باید چشمها و دلهای خودشان را برای انتخابهایی که انجام دادهاند باز کنند. من آمدهام تا زن پوشیده از خورشید - زن روایات - را ببینند. شناخت کنید که قیامت بر شما است. سپس به توبهشان شتاب دهید."
"دخترم، فرشتهام، آنرا اعلام کن. من کمک میکنم. راه را هدایت خواهم کرد."