سلام با شما باشد!
پسران و دختران عزیزم، من ملکه صلح، مادر خدا و مادر همه بشر هستم. از شما میخواهم هر روز به تعویض خودتان بپیوندید. زمان را نبهار کنید. او
زمان بسیار کوتاه شدهاست.
چنانکه پیشتر گفتهام، تبدیل شدن خودتان را یک دقیقه دیگر به تعویض نکند، زیرا برای بسیاری که تبدیل شدن خودتان را به تأخیر میاندازند، ممکن است دیر شود.
خداوند، قادر به تحمل چنین توهینها نیست و در حال ارسال یک عذاب بزرگ بر روی کل جهان است. بسیار از آن چیزی که خواهد آمد ترس خواهند داشت، ناامید میشوند، با گریههای مرموز گریه خواهند کرد، برای رحمت فریاد خواهند زد، اما رحمتی که خداوند به آنان پیشنهاد کردهاست اینجاست: او مادر آسمانی خود را فرستاده تا پیامهای مقدس خودش را به همه فرزندانش در سراسر جهان منتقل کند.
این سال یک سال بسیار دشوار برای شما تمام است، آمادگی پیدا کنید! آنهایی که به من گوش نمی�یند توسط خداوند شدیداً محکوم خواهند شد و پاکسازیهای ترسناکی دریافت خواهند کرد، زیرا پیامهای مرا نادیده گرفتهاند و همه مشاوران مرا در سراسر جهان مسخره کردهاند.
وای به کافران! وای به بیخدایان! وای به آنهایی که در گناه مرگبار زندگی میکنند و با جنایتهای خود خداوند، پروردگار ما را ادامهاً توهین میدهند. طبیعت خودش هم حالا مردان را برای گناهان شمارشناپذیرشان مجازات کردهاست.
پسرانم عزیز، یک دقیقه فکر کنید: یسوع به خاطر هر کدام از شما بسیار رنج میبرد. یسوع را زخمی نکنید!
با افتخار، عشق و احترام خودتان برای این هفته مقدس و پاسخا آماده شوید. اجازه ندید که پسرم عیسی اشکهای خونین ریزد. درد بزرگ مراست تا به شما بگویم: وای به کافران! دل پاک من بسیار تلخی دارد تا چنین چیزی را به شما بگویم.
پسرانم، آیا هنوز فهمیدهاید که قلب پاک مرا برایتان از مدتها قبل در رنج است؟ دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید تسبیح مقدس. این سلاحتان است، پسران و دختران عزیزم.
به یاد داشته باشید، شما تنها نیستید. من همیشه با شماست، همیشه، همیشه، همیشه. از شما بسیار دوست دارم، و نمی�یدم که محکوم شوید، بلکه نجات یابید.
پسرانم، امروز در برابر پسرم عیسی اشکهای خونین ریختهام، برای همه بشر دعا میکنم. مرا کمک کنید! مرا کمک کنید! بیشتر و بیشتر دعا کنید! تلاش کنید به سکوت قلبتان وارد شوید. وقتی مادر سخن میگوید، فرزندانش باید گوشش کنند. به من گوش دهید، بسیار جدی است!
بچگانم، در کنار شما هستم و براتان مبارک باد. این آخرین بار است که به شما در مانائوس سخن میگویم. منتظرتون هستم در ایتابیرنگا. همانطور که قبلاً گفتهام، در ماه مه خدای ما و سنت جوزف خواهند آمد تا همه انسانها را برکت دهند.
برای پسران من، کشیشها، بسیار دعا کنید تا برای تمام مسیحیان نمونه باشند. قلب مادرم همیشه اینجا خواهد ماند، در این مکان. این مکانی که انتخاب کردم، خانوادهای که برگزیدم، دعوت میکنیم شما را از طریق واسطههای خود به توبه. چهار سال تقریباً گذشته است که در اینجا ظاهر شدم. جشن ما، جشنمان را بگذارید برگزار کنید.
دیگر چیزی برای گفتن ندارم جز اینکه: عیسی را دوست دارید، عیسی را دوست دارید، عیسی را دوست دارید! او شما را بسیار دوست دارد، فرزندان محبوب من. با عشقش گناهانی که علیه پسرم عیسی مرتکب شدهاند، اصلاح کنید.
اکنون، بچههای محبوب من، زانو زده و برکت میدهم به شما. همهتان را مبارک باد: در نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!
قبل از رفتنم، به شما میگویم: ایمانتان را هرگز انکار نکنید. وفادار بماند به آنچه باور دارید، زیرا این حقیقت است.
در ظاهر شدن این بار، مریم مقدس خواسته بود که برخیزم و نزدیکتر از او باشم. همانطور که درخواست کرد انجام دادم، سپس با یک آغوش مادرانهای که تنها خودش میتواند بدهد، من را آغوش گرفت. هیچ توضیحی نیست. آنگاه به من گفت:
این آغوزش که به شما میدهم، برای همه فرزندانم است که اینجا هستند، در همین لحظه، و همچنین برای تمام کسانی از فرزندانم که خواستار حضور بودند اما نمیتوانستند بیایند. ولی نیز، این آغوشی که به شما میدهم، برای تمامی آن فرزندان من است که من را انکار کردهاند، کسی نیستند که مرا بپذیرند، زیرا مرا دوست ندارند، لیکن همهی این فرزندان خودم را با تمام عشقم آغوزش میدهم.
وقتی مریم مقدس آخرین کلماتش دربارهٔ کسانی که از آغوش او انکار کرده بودند و کسی نبودند که مرا دوست دارند، گفت، چهرهاش بهسبب یک نگاه دردناک با عکسالعملی بسیار غمگین شد.