مریم مقدس
سلام بر شما باشد!
پسران و دختران عزیز، من مادر آسمانی شماست و ملکه آسمانها و زمین. امشب دوباره آمدهام تا پیام آسمانی خود را به شما بدهم. خدا مرا اینجا دعوت کردهاست زیرا او شما را دوست دارد و خیر هر یک از شما را میخواهد.
پسران کوچک، برای فهمیدن بیشتر و بیشتر بخش بزرگی که خدای با حضور مادری من و فراخوانهای آسمانی من به شماست، دعا کنید. سعی کنید روزانه شکرگزاری او را بکنید تا میوهها از نعمتهایی که به شما دادهاست در شما بیشتر رشد کند.
دعا کن، دعا کن، دعا کن و برکات خدا جادوهایی در زندگیهای شماست و برادرانتان خواهد کرد. من را دوست دارم و امروز میگویم همه آسمان با شما متحد است. تنها نباشید بلکه بدانید که روزانه همراهت هستم و هرگز تو را تنها نمی�یدم. از حضورتان سپاسگزارم. برکت خود را به شماست: در نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!
عیسی، مریم مقدس و سنت جوزف روی تختهای زیبایی نشسته بودند. همه سه تاجدار بودند. در این ظهور، مریم با اجازه گرفتن از عیسی برای سخن گفتن بهصورت شاهانه برخاست و نزد من آمد تا پیام خود را منتقل کند. سپس با نگاهی مهربان دست راستش را بر کتف چپم گذاشت و به من گفت: " بیا با من! "...در این لحظه توسط او به یک مکان بسیار زیبا برده شدم که در آن راهی بود، همراه با یک تونل، همه روشن شده، پر از مردم پوشیده به لباس سفید. هرکدام نور متفاوتی نسبت به دیگران منعکس میکرد. بدانید آسمان است جایی که مریم مقدس مرا هدایت کردهاست. نشان دادن این افراد او توضیح داد:
"اینها عشق بزرگی برای تسبیه من داشتند. اینها عاشقی بزرگ به دل پاک من داشتند. اینها عشق بزرگی به دردهای مادرم دارند! بگوید همه فرزندان من و برادرانتان که منتظرشان هستم تا آنها را به جایی هدایت کنم که پسرم عیسی برای آنان آماده کردهاست. بگویید از ناامیدی نکنند، بلکه با اعتماد بر راهی پیش بروید که مرا آموزش دادهام: دعا، قربانی و توبه. زمان کمی مانده است، توقف نکنید در سفر خود، بلکه به جلو ادامه دهید با ایمان و عشق ."
پس از گفتن این کلمات به من و چند نفر دیگر مرا بازگرداند، برکت دادیم و دوباره به جایگاهش بازگشت. روی تخت سمت راست عیسی نشست و از آنجا همه سه بارکتیم را مجدداً برکت دادند و با شکوهی ناپدید شدند.