مادرم مرا دید و با من سخن گفت. او در این روز به من گفته است:
میخواهم که از من به عنوان ملکه تسبیح و صلح یاد شود، زیرا میخواهیم همه را نشان دهیم که با خواندن تسبیح جهان آرامش خواهد یافت. این دلیل آن است که در آمازون بهعنوان ملکه تسبیح و صلح آمدهام. سلام! سلام! سلام! برای صلح دعا کنید!
بسیار دعا کنید. دعا کنید! من نیاز دارم تا نور برادرانت باشید. جهان مانند یک گلوب شیشهای است. اگر آن را رها کنم و بیندازم، میشکافد و خود را نابود خواهد کرد. همینطور دنیا است. من آن را نگه داشتهام، اما از گناه پر شدهاست و دیگر نمی�یست که آن را نگهدارم، زیرا به دلیل گناهانی که روزانه مرتکب میشوند سنگینتر شدهاست. اگر رها کنم، توسط گناه نابود خواهد شد! من ملکه جهان هستم. برای نجات روحهایی دعا کنید که در خطر رفتن به جهنم هستند. این خانوادهای است که انتخاب کردهام بسیار محبوب از من است، اما باید بیشتر دعا کند. حداقل تسبیح را هر روز میبایست بگوید: شروع کنیم با والدین. (مریم به ادسون)
مادرم گلوبی در دست داشت که جهان را نشان میداد. در این ظهور، خواستار آن بود تا همه ما بدانیم او ملکه دنیا است و همیشه برای تبدیل شدن انسانها و نجاتشان به خدا دعا میکند.
یکی از مهمترین ظاهرشناسیهای مداخله مادرانهاش در سرنوشت تمام فرزندانشان که نسبت به خدای نافرمانند است. در این ظهور، توجه خانوادهام را به دعا جلب کرد تا بتوانیم برنامههایی که خدا برای او داشت بفهمیم.
از قلبم پرتوهای لطفی برای همه شما هست. بسیار دعا کنید تا
قلب پسرم عیسی را آرامش دهید . (ن. سنیورا به ادسون)
یک ظاهرشناسی دیگر که در آن مریم آشکار میکند که قلب پسرش عیسی نیاز دارد تا آرامش یابد، زیرا گناه بسیار در جهان است. و به ما نشان میدهد که از طریق قلب بیعیبیاش میتوانیم لطفهایی دریافت کنیم که کمک خواهد کرد تا وفادار به عیسی باشیم و با انجام ارادهٔ مقدس او را آرامی دهیم.
ارتش من در حال تشکیل است. یکبهیک، قلبها را تکان داده و آماده میکنم برای پسرم عیسی. الان قلبهای خودتون رو باز کنید، چون پسرم همین اکنون به همراه شما آمده! (مریم به ادسون)
امروز مادرم در خانه، خداوند را دید که یک رودخانه از آب شفاف و روشن نشان میداد. عیسی بر این آبها مبارک بود. مادرم فهمید که این رودخانه نعمت است که عیسی قصد دارد به آمازون و جهان بفرستد توسط ظهورهای مریم. این رودخانه از جایی شروع شد که مریم برای اولین بار ظاهر شدهبود. این مکان منبع نعمتهای آسمانی است. هر جاییکه مریم ظاهر میشود یا ظاهر شده، همین منبع نعمت برای همه بشریت است.
مادرم خداوند را دید که قلب مقدس خودش رو نشان داد. درون قلب عیسی، مادرم یک صلیب دیدم. نه بر بالای آن بلکه داخلاش. عیسی از مادرم خواست تا ترانهای را بخواند که در کلیسا شناخته شده: "در سینهام یک صلیب هست، در دل من آنچه عیسی گفت!"... مادرم این ترانه رو برای عیسی خواند.
مادرم وقتی در اتاقش بود و فجر میگذشت، دیداری از آسمان داشت. مادرم خوابیدهبود و با صدایش که او را فراخواندهبود بیدار شد:
بیای، مریا دو کارمو، بیای و در دشت سایهدار تپهای که برایت آمادهکردم سکونت گزین! طول کشیدهبود اما تو رسیدی. بیای، مریا دو کارمو!
مادرم یک مکان بسیار زیبا دید، یک میدان سبز با گلهای رنگارنگ و غیرقابل توصیف. عیسی ایستاده بود، پوشیده از سفید، این مکان رو نشان میداد و او را دعوت کرد که به نزدش بیاید. مادرم فهمید که این مکانی آسمان است و جایی که عیسی برایش آمادهکردهبود. اما تا اینکه مادرم بتواند این مکان رو فتح کند، باید همه آنچه که عیسی و مریم ازش در دنیا میخواهند را انجام دهد.
مادرم مریم را دید که بر پلههای یک مکانی بسیار زیبا نشستهبود، مانند یک مکان مقدس بزرگ، پوشیده از آبی کامل، دستهایش رو کنار هم گذاشته و مثل تصویر ملکه رسولان در کاپل پاروکیه ما در محله دون پیدرو دعا میکرد. پیشش، بسیاری از کودکان بازی میکردند و خندیده بودند. میان این کودکان برادرم بود
کیروینو بود. مریم مقدس به مادرم گفت که مراقبت همه بچههای هر پدر و مادری در آسمان را بر عهده دارد وقتی زود میمیرند و تمام این کودکان کوچک همیشه نزدیک او هستند.
بچگان، پیامهایم را بخوانید. خداوند بسیار از گناههای شما غمگین است. دیگر گنهکار نباشید. خودتان را اعتراف کنید! (مریام مقدس به ادسون)
دوباره مریم ما توجهمان را به گناه میکشد که همچنان پسر خداوندش غمگین است و از ما خواسته تا آنرا برای همیشه متوقف کنیم، راه توبه را با اعتراف گناههایشان آموختهاست.
مثل من متواضع باشید. میخواهم روزانه تراویس را در پیش از جشنم بخوانید. دلهایتان رو باز کنید. از روحالقدس خواسته که روشنایی شما باشد. (مریام مقدس به ادسون)
در این ظهور او ما را دعوت کرد تا به روحالقدس دعا کنیم. تنها او میتواند روشناییمان شود و کمک کند تا بفهمیم چه چیزی از ما خواسته.
دلم برای همه شما باز است. آنرا قبول کنید! این برکاتهایی هستند که روی تمام بچههای من میریزم که به آنها درخواست کردهاند.
مریم مقدس از دستهای مقدسیش پرتوهایی نورین ریخته است.
تلویزیون رو خاموش کنید. هیچ تلویزیونی نگاه کنید. امروز چیزی خوب در تلفیزیون نیست. بسیار دعا کنید. تراویس بخوانید، زیرا دنیا به بسیاری از دعاها نیاز دارد. دعا و توبه کنید. اگر ممکن بود روزانه بر روی زانو برای یک هفته تراویس بخوانید. باید برای گناههایتان توبه کنید. باید پیامهایم را بیشتر بشنوید. (مریام مقدس به ادسون)
دعا، قربانی و توبه! روزانه تراویس بخوانید برای صلح دنیا و پایان جنگ. من ملکه صلح هستم! بر پسرم عیسی را که روی صلیب آویخته شده نگاه کنید. او از عشق به شما مرده است. دیگر گنهکار نباشید. خودتان را اعتراف کنید! (مریام مقدس به ادسون)
رحمت. از عیسی برای جهان درخواست رحمت بکنید. دنیا بسیار نیاز به رحمت دارد. روزانه تسبیح رحمت را بگویید. (نوشه سنیورا به ادسون)
من راه، حقیقت و زندگی هستم. اگر باید از پدر و مادر زمین اطاعت کنید، چقدر بیشتر باید از پدر و مادری آسمان اطاعت کنید. من خداوندت هستم. بسیار بگویید. من تو را دوست دارم. رحمت مرا فراموش نکن. خوب هستم. قلبی برای آسیب رساندن به شما ندارم، چون که تو را دوست دارم. (عیسی مسیح به ادسون)
دل من از گناهان و خارداران شکسته است که مردان ناکامل هر لحظه مرا زخمی میکنند، خاصاً از بلافاصلههای گفته شده علیه مادرم. اما توسط همه شما که در نماز هستید آرامش یافته است. بیشتر روحها شبانه به جهنم سقوط میکنند تا روزانه. بسیاری برای همیشه در جهنم گمشدهاند چون گناهان بدن! (عیسی مسیح به ادسون)
من پدر رحمتدارترین هستم. وقتی دربارهٔ اعتراف صحبت میکنم، بسیاری احساس فشار میکنند. نباید چنین باشند! مانند مادری که فرزندان خود را آلوده به گل و لای دیده است، با محبت و عشق در تمیز کردن آنها و دیدنشان پاک، من هم هستم هنگامیکه شما گناه میکشید. میخواهم تو را وقتی از گناه آلوده شدهای تمیز کنم. اما فقط این کار را در اعتراف مقدس میتوانم انجام دهم، چون که تو را دوست دارم و میخواهم همهی پاک و تمیزی ببینم. (عیسی مسیح به ادسون)
یک روز مادرم، بسیار چاق بود و از درد شدید پشت رنج برد. او به پزشک رفت و پزشک گفت که باید وزن خود را با رعایت دیت سخت کاهش دهد. مادرم نمیتوانست این دیت را دنبال کند و حتی بیشتر درد کرد. در 18/05/94 از این دردها بسیار رنج میبرد و به مریم مقدس گفت:
بگوید چه باید کنم تا وزن کم کنم,
کم بخور و سخت کار کنید، چون غلو خوردن گناه مرگبار است. همهی چاقها گناه غلو دارند!
مادرم فهمید که باید بیشتر تلاش کند و در خوراک خود کنترل داشته باشد.
در ژوئن، کشیش مری به مادرم گفت,
برای دخترم روزا فلور و سایر مادران: هر مادر بدون شوهر، شوهرش عیسی است. او باید از وی کمک بخواهد. تنها او خواهد کمک کرد. این مادر یا زن نقش مرد و زن را همزمان بازی میکند. نه که مرد-زن باشد، چنین نیست. کار او دو برابر شدهاست و همینطور باید باشد. فرزندان یک روز بسیار سپاسگزاری خواهند بود و عیسی نیز بیشتر.
بزرگترین پسر یا دختر، مادر، برادر یا دوستش باید به وی کمک کند. کودکان نافرمانی اینها باید روی زانوهای خود در دعا قرار گیرند. این یک شکل از مجازات و تعزیه است. اگر ممکن باشد با آنها روی زانوها بمانید، یا مشاهده کنید که آیا اطاعت میکنند. تنها آنگاه خواهند شد مانند آنچه باید باشند، و مثل فرشتگان، اگر بخواهید بهترشان لذت ببرید. دخترانم و پسرانم، سریع عمل کنید! برای همه مادران و فرزندان در کل. آمین.
مادرم یک رؤیا از مریم معصومه با فرشتگان کوچک داشت، مانند اینکه او را در کاتدرال مانائوس به عنوان عذراء محفوظه نشان میدهند. مریم میان فرشتگان کوچکتر بود و پوشیده شده بود با پردهای آبی و جامهٔ سفید. وی مادرم را نگاه کرد هنگامی که او تسبیح میخواند.