مادرماریا در یک ظاهر شدن خواست که تصویر خود را همراه با ما برای دعاهای مردم ببردیم تا زمانی که تصویری دقیقتری از ظهور ۲ مه نداشته باشید. پس از چند روز، دوباره بازگشت و درخواستش را تکرار کرد و گفت که آن را به تأخیر نبریم:
باید زودتر به شهر ایتاپیرانگا بروید و مردم شهر را برای روز رسیدن تصویر مریم ملکه صلح دعوت کنید. پیش از همه، با کشیش تماس بگیرید و تمام چیزها را به او بیان کنید. سپس او آنها را به مونسیگور ژورج، اسقف، میگوید. (ماریا دو کارمو)
عیسی به مادرم گفت:
من مانند یک گوسفند آرام هستم، اما در ساعت جدی سختگیر هستم. برای جشن منا آماده شوید. اینگونه غذا از آسمان میآید!
این پیام مربوط به نعمتهایی است که خدا باید بر ایتاپیرانگا ریزد. مناهایی که عیسی دربارهشان با ما صحبت کرد، پیغامهای مقدس اوست که باید فراواناً برای مردم ایتاپیرانگا و جهان اعلام شوند. اما همچنین، رویدادهای آیندهای را نشان میدهد که زودتر به دنیا خواهد رسید.
مادرماریا در ظاهر شدن خود به مادرم گفت یک پیام بسیار مهم درباره آنچه باید در ایتاپیرانگا اتفاق بیفتد، و با وضوح بیان کرد چه چیزی که خدا میخواهد در آن مکان انجام شود:
من و پسرم عیسی این خانواده را انتخاب کردهایم: خانواده شما، برای دعوت مردم به بیشتر دعا کردن در مانائوس و آنجا در شهر ایتاپیرانگا.
شهر ایتاپیرانگا هنوز یک شهر مقدس خواهد بود اگر همهیکان بپرستند! آنچه در فاتیما در سال ۱۹۱۷ اتفاق افتاد، میتواند اینجا نیز رخ دهد. دشمن سعی دارد بر این شهر حکومت کند: اما موفق نخواهد شد.
چقدر مریم ملکه صلح مهربان است. او از عشق به بشریت پرست، همین دلیل بود که در آمازون آمد تا ما را کمک کرده و راهنمایی کند تا مسیری که به پسرش عیسی میرسد.