مادران ما با لباس آبی حاضر هستند. او میگوید: "فرزند من، باغ برکت را که قلبت هست باز کن. روحهایی که دل خودشان را کاملاً به محبت مقدس تسلیم کردهاند باید رسولان محبت مقدس برای آنهایی باشند که تسلیم نمی喚ند و گوش ندارند. بسیاری تنها با گوششون میشنوند و نه با دلسهاشون. این روحها هماکنون در خاکستر پُرگتوری قدم زدهاند و به گمراهی نزدیک شدهاند. چرا شنیدن پیام محبت مقدس و زندگی آن را نداشتن، دل خودتان را از برکت نجات بسته است. بیا فرزندم که در لحظات نهایی زندگی، روحها محبت مقدس انتخاب کنند." او بازوهای خویش را گسترش میدهد و نور بزرگی از قلبش بیرون میآید قبل از اینکه راحت شود